جرس کاروان
پنج شنبه 14/2/91 2:52 عصر| | نظر
از زندگانیم گله دارد جوانیم
شرمنده جوانی از این زندگانیم
دارم هوای صحبت یاران رفته را
یاری کن ای اجل که به یاران رسانیم
پروای پنج روز جهان کی کنم که عشق
داده نوید زندگی جاودانیم
چون یوسفم به چاه بیابان غم اسیر
وز دور مژده جرس کاروانیم
گوش زمین به ناله من نیست آشنا
من طایر شکسته پر آسمانیم
گیرم که آب و دانه دریغم نداشتند
چون میکنند با غم بی همزبانیم
ای لاله بهار جوانی که شد خزان
از داغ ماتم تو بهار جوانیم
گفتی که آتشم بنشانی ولی چه سود
برخاستی که بر سر آتش نشانیم
شمعم گریست زار به بالین که شهریار
من نیز چون تو همدم سوز نهانیم
دیوان شهریار - غزل شماره? 98
چه میکشم
پنج شنبه 7/2/91 1:9 عصر| | نظر
در وصل هم ز عشق تو ای گل در آتشم
عاشق نمی شوی که ببینی چه می کشم
با عقل آب عشق به یک جو نمی رود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم
دیشب سرم به بالش ناز وصال و باز
صبحست و سیل اشک به خون شسته بالشم
پروانه را شکایتی از جور شمع نیست
عمریست در هوای تو می سوزم و خوشم
خلقم به روی زرد بخندند و باک نیست
شاهد شو ای شرار محبت که بیغشم
سروی شدم به دولت آزادگی که سر
با کس فرو نیاورد این طبع سرکشم
هر شب چو ماهتاب به بالین من بتاب
ای آفتاب دلکش و ماه پریوشم
لب بر لبم بنه بنوازش دمی چو نی
تا بشنوی نوای غزلهای دلکشم
ساز صبا به ناله شبی گفت شهریار
این کار تست من همه جور تو می کشم
دیوان شهریار -غزل شماره? 85
هم نفس
دوشنبه 21/6/90 3:41 عصر| | نظر
جای امن بودنم گرمی آغوش توست
دلی دارم نازنین که همیشه پیش توست
.
.
.
به من بگو کدوم صدا با تو هنوز عاشقانه می خونه؟
کدوم دل درد آشنا مثل دل من به پات می مونه؟
...
پنج شنبه 16/2/89 10:59 صبح| | نظر
ستایش کردم ، گفتند خرافات است
عاشق شدم ، گفتند دروغ است
گریستم ، گفتند بهانه است
خندیدم ، گفتند دیوانه است
...
دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم.
دکتر علی شریعتی
...
سه شنبه 14/2/89 4:52 عصر| | نظر
اگه درستی خرابم می کنه، خراب می شم،
اگه خرابی درستم می کنه، بازم خراب می شم،
درستی هرگز آبادم نکرد،
بلکه ویرانه های دیگران را هم بر سرم آوار کرد.
ویران بشی دنیایی که توش از درستی باید عرق شرم بریزی، و سرافکنده باشی.
یادم نمی ره روزی رو که از مردی شنیدم که گفت: کاش زنم رقاص بود ولی تا این حد مقید نبود!
امروز هم شنیدم کسی به من گفت: اگه بی بندوباری درستت می کنه پس باش!
داستان غیرت توهمی بیش نیست، چون اگر واقعیت داشت پیش از هر کسی، نسبت به خودت داشتی.
اگر نداشتی پس مادر و خواهر و همسر همه افسانه است، حرمتی در کار نیست.
دنیای بی غیرتی! خودت به سراغم بیا و با خودت ببر و نذار بیش از این سرافکنده باشم.
تف به روم، تف.
یا ارحم الراحمین
سه شنبه 3/10/87 9:32 عصر| | نظر
می گویند امروز تو را با این نام صدا کنم،
با همین نام صدایت که نه،
بی صدا فریادت می کنم:
یا ارحم الراحمین ...
همراه راه های رفته و نرفته ام،
همنفس نفس های به شماره افتاده ام،
همسفر جاده آرزوهای بر باد رفته ام،
تنها تو بر چشمان ملتهب بوسه می زنی،
تنها تو اشک از گونه ها می زدایی،
تنها و تنها تو بر سر سودایی آشفتگان
دست نوازش می کشی ...
بغض آسمانت امروز به باران نشست،
و بر بام خانه من هم باریدن گرفت،
و تو با زبان باران با من سخن گفتی ...
گفتی که میهمان و میزبان تویی،
گفتی که درد و چاره و درمان تویی،
گفتی که پناه بینوایان تویی،
گفتی که آغاز و پایان تویی،
گفتی که دستان را دامان تویی،
گفتی که امان ...، امان ...، امان ... تویی.
سحر
مهلتی برای قربانی شدن
چهارشنبه 20/9/87 9:50 عصر| | نظر
باز آمدم،
دست از پا درازتر،
مثل هربار
خسته، شاکی، نالان،
شفا می خواهم، مرهم، درمان.
دل می دهی، می شکنند،
پس می آورند، که تحفه ای قابل بیاور!
جان می دهی، می گیرند،
و می گویند: چرا پس مرده ای؟!
چشم باز می کنی می بینی
مهلت قربانی شدنت هم بسر رسید ...
دل شکسته کیلویی چند؟
در این بازار سیاه معرفت،
نامردمان، انصافتان ما را کشت ...
انصافتان ما را کشت.
سحر
شاهزاده و پری
جمعه 18/5/87 4:7 عصر| | نظر
ترانه سرا: عبدالجبار کاکائی
کی می دونه وقتی بارون می زنه
دیگه دور خنده ها تموم می شه
گلا پر می کشن از رو شاخه ها
طاقت پرنده ها تموم می شه
کی می دونه پای دیواری که نیست
یه روزی قرار می ذاشتیم من و تو
زیر این سقفی که افتاده رو خاک
چه شب و روزایی داشتیم من و تو
ما دو عکس رنگ و رو رفته ی تار
لای عکسای پر از گرد و غبار
تو پری قصه های کا غذی
من ولی شاهزاده ی یکه سوار
زد و مثل همه عاشقی ما رو
سر این کوچه یه روزی کاشت و رفت
مث دوس داشتنای دروغکی
زندگی هم ما رو قال گذاشت و رفت
واسه این شاهزاده ی برهنه پا
کی می خنده کی دیگه ناز می کنه
کی میاد پنجره های بسته شو
رو به ایوون طلا باز می کنه
من دوباره پای دیوار اومدم
دنبال خاطره های بی صدام
نکنه قرارمون یادت بره
من همون شاهزاده ی برهنه پام